دست بردار

میروم باره خود ....سر فرو چهره به هم .....با . کسم کاری نیست ....سد چه بندی به رهم .....میروم یکه به راهی مطرود .....که فرو رفته به آفاق سیاه ......دست بردار از این عابر مست ......یک طرف شو منشین . بر سر راه

/ 3 نظر / 9 بازدید
سپیده

با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . . + آپم[گل]

سپیده

برای بودن؛ گاهی لازم است که نباشی شاید نبودنت بودنت را به خاطر آورد اما دور نباش دوری همیشه دلتنگی نمی آورد فراموشی همان نزدیکیهاست +آپم[گل]

مهران

[لبخند] دمت گرم خیلی خوب بود